<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<!DOCTYPE ArticleSet PUBLIC "-//NLM//DTD PubMed 2.7//EN" "https://dtd.nlm.nih.gov/ncbi/pubmed/in/PubMed.dtd">
<ArticleSet>
<Article>
<Journal>
				<PublisherName>دانشگاه تهران</PublisherName>
				<JournalTitle>مجله طب دامی ایران</JournalTitle>
				<Issn>2251-8894</Issn>
				<Volume>13</Volume>
				<Issue>3</Issue>
				<PubDate PubStatus="epublish">
					<Year>2019</Year>
					<Month>09</Month>
					<Day>01</Day>
				</PubDate>
			</Journal>
<ArticleTitle>بررسی میزان تاثیر تزریق ویتامین C تزریقی در کاهش میزان و شدت کریستال‌های استروویت در مقایسه با پروسه‌های درمانی طولانی مدت معمول</ArticleTitle>
<VernacularTitle>بررسی میزان تاثیر تزریق ویتامین C تزریقی در کاهش میزان و شدت کریستال‌های استروویت در مقایسه با پروسه‌های درمانی طولانی مدت معمول</VernacularTitle>
			<FirstPage>233</FirstPage>
			<LastPage>242</LastPage>
			<ELocationID EIdType="pii">72779</ELocationID>
			
<ELocationID EIdType="doi">10.22059/ijvm.2019.260171.1004907</ELocationID>
			
			<Language>EN</Language>
<AuthorList>
<Author>
					<FirstName>عبدالعلی</FirstName>
					<LastName>ملماسی</LastName>
<Affiliation>گروه بیماری های داخلی، دانشکده دامپزشکی، دانشگاه تهران، تهران، ایران</Affiliation>

</Author>
<Author>
					<FirstName>تارا</FirstName>
					<LastName>نظری</LastName>
<Affiliation>گروه بیماری های داخلی، دانشکده دامپزشکی، دانشگاه تهران، تهران، ایران</Affiliation>

</Author>
<Author>
					<FirstName>سید محمد</FirstName>
					<LastName>مجتهدزاده</LastName>
<Affiliation>گروه بیماری های داخلی، دانشکده دامپزشکی، دانشگاه تهران، تهران، ایران</Affiliation>

</Author>
<Author>
					<FirstName>سعید</FirstName>
					<LastName>بکایی</LastName>
<Affiliation>گروه بهداشت و کنترل مواد غذایی دانشکده دامپزشکی-دانشگاه تهران-تهران-ایران</Affiliation>

</Author>
<Author>
					<FirstName>روشنک</FirstName>
					<LastName>مختاری</LastName>
<Affiliation>گروه جراحی و رادیولوژی، دانشکده دامپزشکی، دانشگاه تهران، تهران، ایران</Affiliation>

</Author>
<Author>
					<FirstName>شبنم</FirstName>
					<LastName>بابازاده</LastName>
<Affiliation>گروه بیماری های داخلی، دانشکده دامپزشکی، دانشگاه تهران، تهران، ایران</Affiliation>

</Author>
<Author>
					<FirstName>سهیل</FirstName>
					<LastName>تولایی</LastName>
<Affiliation>گروه بیماری های داخلی، دانشکده دامپزشکی، دانشگاه تهران، تهران، ایران</Affiliation>

</Author>
</AuthorList>
				<PublicationType>Journal Article</PublicationType>
			<History>
				<PubDate PubStatus="received">
					<Year>2019</Year>
					<Month>04</Month>
					<Day>11</Day>
				</PubDate>
			</History>
		<Abstract>  &lt;br /&gt;&lt;strong&gt;زمینه مطالعه:&lt;/strong&gt; کریستال‌های استروویت (منیزیم آمونیوم فسفات) یکی از شایع‌ترین علل تشکیل سنگ‌های‌ دستگاه ادراری در گربه‌ها هستند. این کریستال‌ها از علل شایع انسداد ادراری و ایجاد سیستیت ایدیوپاتیک هستند. در سال‌های اخیر، بروز کریستال-های ادراری افزایش یافته و جستجو برای یافتن درمان‌هایی که بتوانند با کم‌ترین تهاجم و در کوتاه‌ترین زمان به نتیجه برسند، اهمیت ویژه‌ای پیدا کرده‌اند. ویتامین C یک ترکیب دارای خواص آنتی‌اکسیدانی و نسبتاً بی خطر برای موجود زنده است. علاوه بر خواص بیولوژیک متعدد، این ویتامین به عنوان اسیدی کننده‌ی ضعیف ادرار نیز شناخته می‌شود. از آنجایی که کریستال‌های استروویت در pH اسیدی محلول هستند، انتظار می‌رود استفاده از ویتامین C، علاوه بر کمک به انحلال و دفع کریستال‌ها از عوارض بعدی آن‌ها جلوگیری کند. &lt;br /&gt;&lt;strong&gt;هدف:&lt;/strong&gt; تعیین سرعت اثر تزریق ویتامین C در کاهش میزان و شدت کریستال‌های استروویت در مقایسه با پروسه‌های درمانی طولانی مدت معمول ( تغییر رژیم غذایی، استفاده از اسیدی کننده های ادراری خوراکی و داروهای مدر) در موارد کریستالوری استروویتی در گربه‌های خانگی انجام شد. &lt;br /&gt;&lt;strong&gt;روش کار: &lt;/strong&gt;10 گربه‌ با علائم بیماری دستگاه ادراری تحتانی مانند دیس‌اوری انتخاب شدند. پس از تأیید حضور کریستال‌ها در ادرار با کمک سونوگرافی و انجام آزمایش‌های ادراری، گربه‌ها به دو گروه اصلی و کنترل (هر یک شامل 5 گربه) تقسیم‌بندی شدند. هر دو گروه به مدت دو هفته با روش‌های معمول درمانی شامل استفاده از داروهای مدر، تغییر رژیم غذایی و در صورت لزوم استفاده از آنتی‌بیوتیک‌ها درمان شدند با این تفاوت که در هفته ی اول گروه اصلی ویتامین Cی تزریقی (mg/kg100، زیرجلدی) و گروه کنترل دی ال متیونین خوراکی (mg/cat200 هر هشت ساعت) در کنار درمان قراردادی دریافت کردند. از گربه‌ها در روزهای صفر، هفت و 14 مطالعه نمونه‌گیری انجام شد و pH ادرار، وزن مخصوص، نوع و تعداد کریستال‌های استروویت محاسبه شد. حضور کانون‌های شناور اکوژن در سونوگرافی مثانه نیز بررسی گردیدند. &lt;br /&gt;&lt;strong&gt;نتایج: &lt;/strong&gt;کاهش قابل توجه کریستالوری استروویتی در هر دو گروه تحت درمان، مشاهده شد. ولی در گروه تحت درمان با ویتامین C،کاهش pH و به طبع آن کاهش کریستالوری در مدت زمان کوتاه‌تر و مؤثرتری روی داد. به علاوه در موارد انسداد مجاری ادراری درمان با ویتامین C تأثیر بهتری نشان داد. نتیجه گیری نهایی : بر اساس نتایج این مطالعه، استفاده از ویتامین Cی تزریقی در موارد انسداد مجاری ادراری که نیاز به پاسخ سریع برای جلوگیری از عوارض بعدی انسداد است توصیه می‌شود. هم‌چنین از قرص‌های متیونین می‌توان به منظور پیشگیری در بیماران با علائم نه چندان حاد با pH نسبتاً بالای ادرار و کریستالوری استروویتی خفیف و یا ادامه-ی درمان به منظور جلوگیری از عود مجدد استفاده کرد. &lt;br /&gt;&lt;strong&gt;نتیجه گیری نهایی:&lt;/strong&gt; بر اساس نتایج این مطالعه، استفاده از ویتامین سی تزریقی در موارد انسداد مجاری ادراری که نیاز به پاسخ سریع برای جلوگیری از عوارض بعدی انسداد است توصیه می‌شود. هم‌چنین از قرص‌های متیونین می‌توان به منظور پیشگیری در بیماران با علائم نه چندان حاد با pH نسبتاً بالای ادرار و کریستالوری استروویتی خفیف و یا ادامه-ی درمان به منظور جلوگیری از عود مجدد استفاده کرد.</Abstract>
			<OtherAbstract Language="FA">  &lt;br /&gt;&lt;strong&gt;زمینه مطالعه:&lt;/strong&gt; کریستال‌های استروویت (منیزیم آمونیوم فسفات) یکی از شایع‌ترین علل تشکیل سنگ‌های‌ دستگاه ادراری در گربه‌ها هستند. این کریستال‌ها از علل شایع انسداد ادراری و ایجاد سیستیت ایدیوپاتیک هستند. در سال‌های اخیر، بروز کریستال-های ادراری افزایش یافته و جستجو برای یافتن درمان‌هایی که بتوانند با کم‌ترین تهاجم و در کوتاه‌ترین زمان به نتیجه برسند، اهمیت ویژه‌ای پیدا کرده‌اند. ویتامین C یک ترکیب دارای خواص آنتی‌اکسیدانی و نسبتاً بی خطر برای موجود زنده است. علاوه بر خواص بیولوژیک متعدد، این ویتامین به عنوان اسیدی کننده‌ی ضعیف ادرار نیز شناخته می‌شود. از آنجایی که کریستال‌های استروویت در pH اسیدی محلول هستند، انتظار می‌رود استفاده از ویتامین C، علاوه بر کمک به انحلال و دفع کریستال‌ها از عوارض بعدی آن‌ها جلوگیری کند. &lt;br /&gt;&lt;strong&gt;هدف:&lt;/strong&gt; تعیین سرعت اثر تزریق ویتامین C در کاهش میزان و شدت کریستال‌های استروویت در مقایسه با پروسه‌های درمانی طولانی مدت معمول ( تغییر رژیم غذایی، استفاده از اسیدی کننده های ادراری خوراکی و داروهای مدر) در موارد کریستالوری استروویتی در گربه‌های خانگی انجام شد. &lt;br /&gt;&lt;strong&gt;روش کار: &lt;/strong&gt;10 گربه‌ با علائم بیماری دستگاه ادراری تحتانی مانند دیس‌اوری انتخاب شدند. پس از تأیید حضور کریستال‌ها در ادرار با کمک سونوگرافی و انجام آزمایش‌های ادراری، گربه‌ها به دو گروه اصلی و کنترل (هر یک شامل 5 گربه) تقسیم‌بندی شدند. هر دو گروه به مدت دو هفته با روش‌های معمول درمانی شامل استفاده از داروهای مدر، تغییر رژیم غذایی و در صورت لزوم استفاده از آنتی‌بیوتیک‌ها درمان شدند با این تفاوت که در هفته ی اول گروه اصلی ویتامین Cی تزریقی (mg/kg100، زیرجلدی) و گروه کنترل دی ال متیونین خوراکی (mg/cat200 هر هشت ساعت) در کنار درمان قراردادی دریافت کردند. از گربه‌ها در روزهای صفر، هفت و 14 مطالعه نمونه‌گیری انجام شد و pH ادرار، وزن مخصوص، نوع و تعداد کریستال‌های استروویت محاسبه شد. حضور کانون‌های شناور اکوژن در سونوگرافی مثانه نیز بررسی گردیدند. &lt;br /&gt;&lt;strong&gt;نتایج: &lt;/strong&gt;کاهش قابل توجه کریستالوری استروویتی در هر دو گروه تحت درمان، مشاهده شد. ولی در گروه تحت درمان با ویتامین C،کاهش pH و به طبع آن کاهش کریستالوری در مدت زمان کوتاه‌تر و مؤثرتری روی داد. به علاوه در موارد انسداد مجاری ادراری درمان با ویتامین C تأثیر بهتری نشان داد. نتیجه گیری نهایی : بر اساس نتایج این مطالعه، استفاده از ویتامین Cی تزریقی در موارد انسداد مجاری ادراری که نیاز به پاسخ سریع برای جلوگیری از عوارض بعدی انسداد است توصیه می‌شود. هم‌چنین از قرص‌های متیونین می‌توان به منظور پیشگیری در بیماران با علائم نه چندان حاد با pH نسبتاً بالای ادرار و کریستالوری استروویتی خفیف و یا ادامه-ی درمان به منظور جلوگیری از عود مجدد استفاده کرد. &lt;br /&gt;&lt;strong&gt;نتیجه گیری نهایی:&lt;/strong&gt; بر اساس نتایج این مطالعه، استفاده از ویتامین سی تزریقی در موارد انسداد مجاری ادراری که نیاز به پاسخ سریع برای جلوگیری از عوارض بعدی انسداد است توصیه می‌شود. هم‌چنین از قرص‌های متیونین می‌توان به منظور پیشگیری در بیماران با علائم نه چندان حاد با pH نسبتاً بالای ادرار و کریستالوری استروویتی خفیف و یا ادامه-ی درمان به منظور جلوگیری از عود مجدد استفاده کرد.</OtherAbstract>
		<ObjectList>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">ویتامین سی</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">استروویت</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">کریستالوری</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">سندرم دستگاه ادراری تحتانی</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">گربه</Param>
			</Object>
		</ObjectList>
<ArchiveCopySource DocType="pdf">https://ijvm.ut.ac.ir/article_72779_8a822d22aad5f02449e77e7da8bcbf3f.pdf</ArchiveCopySource>
</Article>

<Article>
<Journal>
				<PublisherName>دانشگاه تهران</PublisherName>
				<JournalTitle>مجله طب دامی ایران</JournalTitle>
				<Issn>2251-8894</Issn>
				<Volume>13</Volume>
				<Issue>3</Issue>
				<PubDate PubStatus="epublish">
					<Year>2019</Year>
					<Month>09</Month>
					<Day>01</Day>
				</PubDate>
			</Journal>
<ArticleTitle>اندازه مهره‌ای قلب: پارامتری مفید در تعیین نقطه پایان احیاء در سگ‌های دچار شوک هموراژیک</ArticleTitle>
<VernacularTitle>اندازه مهره‌ای قلب: پارامتری مفید در تعیین نقطه پایان احیاء در سگ‌های دچار شوک هموراژیک</VernacularTitle>
			<FirstPage>243</FirstPage>
			<LastPage>250</LastPage>
			<ELocationID EIdType="pii">72781</ELocationID>
			
<ELocationID EIdType="doi">10.22059/ijvm.2019.267323.1004931</ELocationID>
			
			<Language>EN</Language>
<AuthorList>
<Author>
					<FirstName>رضا</FirstName>
					<LastName>آذرگون</LastName>
<Affiliation>دانش آموخته طب داخلی دام های کوچک ،دانشکده دامپزشکی دانشگاه شهید چمران اهواز، اهواز، ایران</Affiliation>

</Author>
<Author>
					<FirstName>رضا</FirstName>
					<LastName>آویزه</LastName>
<Affiliation>گروه علوم درمانگاهی، دانشکده دامپزشکی، دانشگاه شهید چمران اهواز، اهواز، ایران</Affiliation>

</Author>
<Author>
					<FirstName>علیرضا</FirstName>
					<LastName>غدیری</LastName>
<Affiliation>گروه علوم درمانگاهی، دانشکده دامپزشکی دانشگاه شهید چمران اهواز، اهواز، ایران</Affiliation>

</Author>
<Author>
					<FirstName>هادی</FirstName>
					<LastName>ایمانی راستابی</LastName>
<Affiliation>گروه علوم درمانگاهی، دانشکده دامپزشکی دانشگاه شهید چمران اهواز، اهواز، ایران</Affiliation>
<Identifier Source="ORCID">0000-0002-1564-7240</Identifier>

</Author>
<Author>
					<FirstName>مهدی</FirstName>
					<LastName>پورمهدی</LastName>
<Affiliation>گروه بهداشت مواد غذایی، دانشکده دامپزشکی دانشگاه شهید چمران اهواز، اهواز، ایران</Affiliation>

</Author>
</AuthorList>
				<PublicationType>Journal Article</PublicationType>
			<History>
				<PubDate PubStatus="received">
					<Year>2019</Year>
					<Month>01</Month>
					<Day>17</Day>
				</PubDate>
			</History>
		<Abstract>&lt;strong&gt;زمینة  مطالعه:  &lt;/strong&gt;پیش‌بینی قابل اعتماد پاسخ بیمار به مایع درمانی یک مسئله بسیار مهم در مدیریت شوک هموراژیک است. &lt;br /&gt;&lt;strong&gt;هدف: &lt;/strong&gt;هدف از این مطالعه، ارزیابی تغییرات اندازه مهره‌ای قلب (VHS) در مایع درمانی بیماران دچار شوک هموراژیک و امکان استفاده از این روش در تعیین نقطه پایان احیاء است. &lt;br /&gt;&lt;strong&gt;روش کار: &lt;/strong&gt;مقادیر VHS با استفاده از روش استاندارد که قبلا منتشر شده بود در نمای جانبی چپ به راست بررسی شد. پس از القای بیهوشی (ارزیابی‌های مرحله کنترل)، شوک هموراژیک از طریق خونگیری تا رسیدن به فشار متوسط سرخرگی 40 تا 50 میلی‌متر جیوه طی 30 دقیقه ایجاد و سپس به مدت 30 دقیقه در شرایط هیپوولمی (مراحل دوم و سوم ارزیابی) حفظ گردید. سپس سگ‌ها به صورت تصادفی به دو گروه تقسیم شدند و در چهار بازه زمانی متوالی 15 دقیقه‌ای محلول رینگر لاکتات با دوز 20 میلی‌لیتر/کیلوگرم یا هیدروکسی‌اتیل استارچ با دوز 5 میلی‌لیتر/کیلوگرم را دریافت کردند (ارزیابی‌های مرحله چهارم). یک ساعت پس از آخرین مرحله احیاء، ارزیابی نهایی رادیوگرافی انجام شد. &lt;br /&gt;&lt;strong&gt;نتایج:&lt;/strong&gt; شوک هموراژیک موجب کاهش معنی‌دار میزان VHS به میانگین 7/7 مهره گردید (05/0&gt;P). پس از احیاء، VHS افزایش یافت و در هر دو گروه به مقادیر پیش از شوک بازگشت. &lt;br /&gt;&lt;strong&gt;نتیجه&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;‌&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;گیری نهایی:&lt;/strong&gt; این مطالعه نشان داد که ارزیابی VHS اختصاصی هر نژاد می‌تواند یک روش مفید در پایش پاسخ بیماران به مایع درمانی و تعیین نقطه پایان احیاء در سگ‌های دچار شوک هموراژیک باشد. &lt;br /&gt; </Abstract>
			<OtherAbstract Language="FA">&lt;strong&gt;زمینة  مطالعه:  &lt;/strong&gt;پیش‌بینی قابل اعتماد پاسخ بیمار به مایع درمانی یک مسئله بسیار مهم در مدیریت شوک هموراژیک است. &lt;br /&gt;&lt;strong&gt;هدف: &lt;/strong&gt;هدف از این مطالعه، ارزیابی تغییرات اندازه مهره‌ای قلب (VHS) در مایع درمانی بیماران دچار شوک هموراژیک و امکان استفاده از این روش در تعیین نقطه پایان احیاء است. &lt;br /&gt;&lt;strong&gt;روش کار: &lt;/strong&gt;مقادیر VHS با استفاده از روش استاندارد که قبلا منتشر شده بود در نمای جانبی چپ به راست بررسی شد. پس از القای بیهوشی (ارزیابی‌های مرحله کنترل)، شوک هموراژیک از طریق خونگیری تا رسیدن به فشار متوسط سرخرگی 40 تا 50 میلی‌متر جیوه طی 30 دقیقه ایجاد و سپس به مدت 30 دقیقه در شرایط هیپوولمی (مراحل دوم و سوم ارزیابی) حفظ گردید. سپس سگ‌ها به صورت تصادفی به دو گروه تقسیم شدند و در چهار بازه زمانی متوالی 15 دقیقه‌ای محلول رینگر لاکتات با دوز 20 میلی‌لیتر/کیلوگرم یا هیدروکسی‌اتیل استارچ با دوز 5 میلی‌لیتر/کیلوگرم را دریافت کردند (ارزیابی‌های مرحله چهارم). یک ساعت پس از آخرین مرحله احیاء، ارزیابی نهایی رادیوگرافی انجام شد. &lt;br /&gt;&lt;strong&gt;نتایج:&lt;/strong&gt; شوک هموراژیک موجب کاهش معنی‌دار میزان VHS به میانگین 7/7 مهره گردید (05/0&gt;P). پس از احیاء، VHS افزایش یافت و در هر دو گروه به مقادیر پیش از شوک بازگشت. &lt;br /&gt;&lt;strong&gt;نتیجه&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;‌&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;گیری نهایی:&lt;/strong&gt; این مطالعه نشان داد که ارزیابی VHS اختصاصی هر نژاد می‌تواند یک روش مفید در پایش پاسخ بیماران به مایع درمانی و تعیین نقطه پایان احیاء در سگ‌های دچار شوک هموراژیک باشد. &lt;br /&gt; </OtherAbstract>
		<ObjectList>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">سگ</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">شوک هموراژیک</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">هیدروکسی اتیل استارچ</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">رینگر لاکتات</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">اندازه مهره ای قلب</Param>
			</Object>
		</ObjectList>
<ArchiveCopySource DocType="pdf">https://ijvm.ut.ac.ir/article_72781_bc84a32e8320adeb365ef202fb6e2129.pdf</ArchiveCopySource>
</Article>

<Article>
<Journal>
				<PublisherName>دانشگاه تهران</PublisherName>
				<JournalTitle>مجله طب دامی ایران</JournalTitle>
				<Issn>2251-8894</Issn>
				<Volume>13</Volume>
				<Issue>3</Issue>
				<PubDate PubStatus="epublish">
					<Year>2019</Year>
					<Month>09</Month>
					<Day>01</Day>
				</PubDate>
			</Journal>
<ArticleTitle>ردیابی و مطالعه ملکولی گاماکروناویروس ها در جمعیت بلدرچین های ایران</ArticleTitle>
<VernacularTitle>ردیابی و مطالعه ملکولی گاماکروناویروس ها در جمعیت بلدرچین های ایران</VernacularTitle>
			<FirstPage>251</FirstPage>
			<LastPage>259</LastPage>
			<ELocationID EIdType="pii">72839</ELocationID>
			
<ELocationID EIdType="doi">10.22059/ijvm.2019.270976.1004949</ELocationID>
			
			<Language>EN</Language>
<AuthorList>
<Author>
					<FirstName>سید سینا</FirstName>
					<LastName>باقری</LastName>
<Affiliation>گروه بیماریهای طیور، دانشکده دامپزشکی دانشگاه تهران، تهران، ایران</Affiliation>

</Author>
<Author>
					<FirstName>سید مصطفی</FirstName>
					<LastName>پیغمبری</LastName>
<Affiliation>گروه بیماریهای طیور، دانشکده دامپزشکی دانشگاه تهران، تهران، ایران</Affiliation>
<Identifier Source="ORCID">0000-0001-9166-1303</Identifier>

</Author>
<Author>
					<FirstName>آرش</FirstName>
					<LastName>قلیان چی لنگرودی</LastName>
<Affiliation>گروه میکروبیولوژی و ایمینی شناسی دانشکده دامپزشکی دانشگاه تهران ، تهران - ایران</Affiliation>

</Author>
</AuthorList>
				<PublicationType>Journal Article</PublicationType>
			<History>
				<PubDate PubStatus="received">
					<Year>2019</Year>
					<Month>01</Month>
					<Day>09</Day>
				</PubDate>
			</History>
		<Abstract>زمینه مطالعه: گاماکروناویروس ها ، RNA ویروس های تک رشته ای و سنس مثبت هستد که سبب بیماری های متعددی در پرندگان می شوند. &lt;br /&gt; هدف: هدف از این مطالعه بررسی تنوع ژنتیکی گاماکروناویروس ها در جمعیت بلدرچین های ایران بود. &lt;br /&gt; روش ها: در بین سال های ۱۳۹۵ تا ۱۳۹۷ از ۴۷ گله بلدرچین با علایم گوارشی یا بدون علایم گوارشی از ۴ استان ایران اقدام به نمونه گیری شد. &lt;br /&gt; نتایج: گاماکروناویروس در نمونه های جمع آوری شده از ۴ گله متفاوت بر اساس روش RT-PCR مثبت تشخیص داده شد و ژن N جدایه ها نیز تعیین توالی گردید. جدایه ها گروهی متمایز از سایر گاماکروناویروس ها تشکیل دادند. &lt;br /&gt; نتیجه گیری نهائی: نتایج مطالعه حاضر وجود یک گاماکروناویروس جدید در چرخش در بین جمعیت بلدرچین های ایران را تایید می کند. ارتباط شجره شناسی جدایه ها با سایر جدایه ها از مناطق مختلف جغرافیایی، پیچیدگی و تنوع را نشان می دهد. مطالعه حاضر، اولین شناسایی گاماکروناویروس ها در جمعیت بلدرچین های تجاری در ایران می باشد. مطالعات تکمیلی از جمله جداسازی ویروس و مطالعات تجربی ضرروری بنظر می رسد.</Abstract>
			<OtherAbstract Language="FA">زمینه مطالعه: گاماکروناویروس ها ، RNA ویروس های تک رشته ای و سنس مثبت هستد که سبب بیماری های متعددی در پرندگان می شوند. &lt;br /&gt; هدف: هدف از این مطالعه بررسی تنوع ژنتیکی گاماکروناویروس ها در جمعیت بلدرچین های ایران بود. &lt;br /&gt; روش ها: در بین سال های ۱۳۹۵ تا ۱۳۹۷ از ۴۷ گله بلدرچین با علایم گوارشی یا بدون علایم گوارشی از ۴ استان ایران اقدام به نمونه گیری شد. &lt;br /&gt; نتایج: گاماکروناویروس در نمونه های جمع آوری شده از ۴ گله متفاوت بر اساس روش RT-PCR مثبت تشخیص داده شد و ژن N جدایه ها نیز تعیین توالی گردید. جدایه ها گروهی متمایز از سایر گاماکروناویروس ها تشکیل دادند. &lt;br /&gt; نتیجه گیری نهائی: نتایج مطالعه حاضر وجود یک گاماکروناویروس جدید در چرخش در بین جمعیت بلدرچین های ایران را تایید می کند. ارتباط شجره شناسی جدایه ها با سایر جدایه ها از مناطق مختلف جغرافیایی، پیچیدگی و تنوع را نشان می دهد. مطالعه حاضر، اولین شناسایی گاماکروناویروس ها در جمعیت بلدرچین های تجاری در ایران می باشد. مطالعات تکمیلی از جمله جداسازی ویروس و مطالعات تجربی ضرروری بنظر می رسد.</OtherAbstract>
		<ObjectList>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">پرنده</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">گاماکروناویروس</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">ژن N</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">بلدرچین</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">ارتباط شجره شناسی</Param>
			</Object>
		</ObjectList>
<ArchiveCopySource DocType="pdf">https://ijvm.ut.ac.ir/article_72839_86285b2fbb9e9d2b83005c1e0deb84bd.pdf</ArchiveCopySource>
</Article>

<Article>
<Journal>
				<PublisherName>دانشگاه تهران</PublisherName>
				<JournalTitle>مجله طب دامی ایران</JournalTitle>
				<Issn>2251-8894</Issn>
				<Volume>13</Volume>
				<Issue>3</Issue>
				<PubDate PubStatus="epublish">
					<Year>2019</Year>
					<Month>09</Month>
					<Day>01</Day>
				</PubDate>
			</Journal>
<ArticleTitle>القای تمایز استئوژنیک در سلول های بنیادی مزانشیمی با استفاده از بستر قالب گیری شده با استئوبلاست: ارزیابی درون تنی و برون تنی در مدل حیوانی رت</ArticleTitle>
<VernacularTitle>القای تمایز استئوژنیک در سلول های بنیادی مزانشیمی با استفاده از بستر قالب گیری شده با استئوبلاست: ارزیابی درون تنی و برون تنی در مدل حیوانی رت</VernacularTitle>
			<FirstPage>260</FirstPage>
			<LastPage>269</LastPage>
			<ELocationID EIdType="pii">72834</ELocationID>
			
<ELocationID EIdType="doi">10.22059/ijvm.2019.265127.1004920</ELocationID>
			
			<Language>EN</Language>
<AuthorList>
<Author>
					<FirstName>حسین</FirstName>
					<LastName>غلامی</LastName>
<Affiliation>گروه پاتولوژی دانشکده دامپزشکی دانشگاه تهران، تهران، ایران.</Affiliation>

</Author>
<Author>
					<FirstName>سید حسین</FirstName>
					<LastName>مرجانمهر</LastName>
<Affiliation>گروه پاتولوژی دانشکده دامپزشکی دانشگاه تهران، تهران، ایران.</Affiliation>

</Author>
<Author>
					<FirstName>محمدمهدی</FirstName>
					<LastName>دهقان</LastName>
<Affiliation>گروه جراحی و رادیولوژی دانشکده دامپزشکی دانشگاه تهران، تهران، ایران.</Affiliation>
<Identifier Source="ORCID">0000-0002-8825-9070</Identifier>

</Author>
<Author>
					<FirstName>شاهین</FirstName>
					<LastName>بنکدار</LastName>
<Affiliation>بخش بانک سلولی ، انستیتو پاستور ایران ، تهران ، ایران</Affiliation>

</Author>
<Author>
					<FirstName>سعید</FirstName>
					<LastName>فرزاد مهاجری</LastName>
<Affiliation>گروه جراحی و رادیولوژی دانشکده دامپزشکی دانشگاه تهران، تهران، ایران.</Affiliation>
<Identifier Source="ORCID">0000-0003-4694-347X</Identifier>

</Author>
</AuthorList>
				<PublicationType>Journal Article</PublicationType>
			<History>
				<PubDate PubStatus="received">
					<Year>2019</Year>
					<Month>01</Month>
					<Day>22</Day>
				</PubDate>
			</History>
		<Abstract>&lt;strong&gt;زمینه مطالعه:&lt;/strong&gt; فناوری های نوین نظیر مهندسی بافت استخوان، با بکار گیری سه جزء مهم : سلول، داربست و ملکول های فعال زیستی، باعث پیشرفت چشمگیری در ترمیم ضایعات استخوانی در سال های اخیر شده است. در همین راستا، بهینه سازی هر یک از این سه جزء، اهمیت بسزایی دارد &lt;br /&gt;&lt;strong&gt;هدف:&lt;/strong&gt; در این مطالعه، با استفاده از روشی جدید و مبتنی بر تغییرات توپوگرافیک در بسترکشت سلول، تلاش گردید القای تمایز سلول های بنیادی مزانشیمی مشتق از چربی، به رده ی استخوانی صورت پذیرد. &lt;br /&gt;&lt;strong&gt;روش&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;‌&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;کار: &lt;/strong&gt;در ارزیابی برون تنی این شیوه ی تمایز، میزان فعالیت آنزیم آلکالین فسفاتاز در دو مقطع زمانی 7 و 14 روزه به روش الایزا ، و میزان معدنی شدن ماتریکس پس از 17 روز با استفاده از رنگ آمیزی Alizarin red مورد بررسی قرار گرفت. جهت انجام ارزیابی درون تنی، سلول های کشت داده شده روی داربستی سنتتیک از جنس کلاژن قرار گرفت و در نقیصه ی با اندازه بحرانی جمجمه رت کاشته شد. پس از گذشت 4 هفته استخوان های جمجمه مورد ارزیابی هیستوپاتولوژی قرار گرفت. &lt;br /&gt;&lt;strong&gt;نتایج:&lt;/strong&gt; در هر دو مقطع زمانی 7 و 14 روز میزان تولید و فعالیت آنزیم آلکالین فسفاتاز  در محیط رویی کشت سلول های گروه تمایزی ، به طور معنا داری از گروه سلول های غیرتمایزی بیشتر بود (p&lt;0.05). در گروه سلول های تمایزی در اثر تولید فراوان ماتریکس معدنی شده با استفاده از آلیزارین رد پلیت کشت سلول به رنگ قرمز کاملا مشخصی درآمد. در حالی که پلیت کشت سلول های غیرتمایزی رنگ آلیزارین را به خود نگرفت. مطالعه هیستوپاتولوژی نشان داد که در گروه سلول های تمایزی تیغه های استخوانی به نسبت بیشتری تشکیل یافته و علاوه بر رشد در دو لبه ی نقیصه، به طور مستقل در وسط نقیصه هم ایجاد گردیده بود، که مورد اخیر حاکی از القای ساخت استخوان اختصاصاً توسط سلول های تمایزی می باشد. &lt;br /&gt;&lt;strong&gt;نتیجه&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;‌&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;گیری&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;‌&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;نهایی:&lt;/strong&gt;  هدایت کنترل شده ی تمایز سلول های بنیادی، با استفاده از تاثیر مکانیکی و به طور خاص با کمک بسترهای قالب گیری شده با سلول های طبیعی، به نحوی که در این مطالعه انجام گرفت، نقش مؤثری در پیشرفت سلول درمانی ایفا خواهد نمود.</Abstract>
			<OtherAbstract Language="FA">&lt;strong&gt;زمینه مطالعه:&lt;/strong&gt; فناوری های نوین نظیر مهندسی بافت استخوان، با بکار گیری سه جزء مهم : سلول، داربست و ملکول های فعال زیستی، باعث پیشرفت چشمگیری در ترمیم ضایعات استخوانی در سال های اخیر شده است. در همین راستا، بهینه سازی هر یک از این سه جزء، اهمیت بسزایی دارد &lt;br /&gt;&lt;strong&gt;هدف:&lt;/strong&gt; در این مطالعه، با استفاده از روشی جدید و مبتنی بر تغییرات توپوگرافیک در بسترکشت سلول، تلاش گردید القای تمایز سلول های بنیادی مزانشیمی مشتق از چربی، به رده ی استخوانی صورت پذیرد. &lt;br /&gt;&lt;strong&gt;روش&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;‌&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;کار: &lt;/strong&gt;در ارزیابی برون تنی این شیوه ی تمایز، میزان فعالیت آنزیم آلکالین فسفاتاز در دو مقطع زمانی 7 و 14 روزه به روش الایزا ، و میزان معدنی شدن ماتریکس پس از 17 روز با استفاده از رنگ آمیزی Alizarin red مورد بررسی قرار گرفت. جهت انجام ارزیابی درون تنی، سلول های کشت داده شده روی داربستی سنتتیک از جنس کلاژن قرار گرفت و در نقیصه ی با اندازه بحرانی جمجمه رت کاشته شد. پس از گذشت 4 هفته استخوان های جمجمه مورد ارزیابی هیستوپاتولوژی قرار گرفت. &lt;br /&gt;&lt;strong&gt;نتایج:&lt;/strong&gt; در هر دو مقطع زمانی 7 و 14 روز میزان تولید و فعالیت آنزیم آلکالین فسفاتاز  در محیط رویی کشت سلول های گروه تمایزی ، به طور معنا داری از گروه سلول های غیرتمایزی بیشتر بود (p&lt;0.05). در گروه سلول های تمایزی در اثر تولید فراوان ماتریکس معدنی شده با استفاده از آلیزارین رد پلیت کشت سلول به رنگ قرمز کاملا مشخصی درآمد. در حالی که پلیت کشت سلول های غیرتمایزی رنگ آلیزارین را به خود نگرفت. مطالعه هیستوپاتولوژی نشان داد که در گروه سلول های تمایزی تیغه های استخوانی به نسبت بیشتری تشکیل یافته و علاوه بر رشد در دو لبه ی نقیصه، به طور مستقل در وسط نقیصه هم ایجاد گردیده بود، که مورد اخیر حاکی از القای ساخت استخوان اختصاصاً توسط سلول های تمایزی می باشد. &lt;br /&gt;&lt;strong&gt;نتیجه&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;‌&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;گیری&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;‌&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;نهایی:&lt;/strong&gt;  هدایت کنترل شده ی تمایز سلول های بنیادی، با استفاده از تاثیر مکانیکی و به طور خاص با کمک بسترهای قالب گیری شده با سلول های طبیعی، به نحوی که در این مطالعه انجام گرفت، نقش مؤثری در پیشرفت سلول درمانی ایفا خواهد نمود.</OtherAbstract>
		<ObjectList>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">تمایز استئوژنیک</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">سلول های بنیادی</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">قالب گیری سلولی</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">القای بازسازی بافت استخوانی</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">هیستوپاتولوژی</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">آلکالین فسفاتاز</Param>
			</Object>
		</ObjectList>
<ArchiveCopySource DocType="pdf">https://ijvm.ut.ac.ir/article_72834_57432110e1f7472aed8629c394235255.pdf</ArchiveCopySource>
</Article>

<Article>
<Journal>
				<PublisherName>دانشگاه تهران</PublisherName>
				<JournalTitle>مجله طب دامی ایران</JournalTitle>
				<Issn>2251-8894</Issn>
				<Volume>13</Volume>
				<Issue>3</Issue>
				<PubDate PubStatus="epublish">
					<Year>2019</Year>
					<Month>09</Month>
					<Day>01</Day>
				</PubDate>
			</Journal>
<ArticleTitle>مقاومت انسولینی و ارتباط آن با سن، جنس، فصل و چاقی در اسب های نژاد دره شوری</ArticleTitle>
<VernacularTitle>مقاومت انسولینی و ارتباط آن با سن، جنس، فصل و چاقی در اسب های نژاد دره شوری</VernacularTitle>
			<FirstPage>270</FirstPage>
			<LastPage>278</LastPage>
			<ELocationID EIdType="pii">72775</ELocationID>
			
<ELocationID EIdType="doi">10.22059/ijvm.2019.254165.1004889</ELocationID>
			
			<Language>EN</Language>
<AuthorList>
<Author>
					<FirstName>علی</FirstName>
					<LastName>صادقپور</LastName>
<Affiliation>گروه علوم درمانگاهی، دانشکده دامپزشکی، دانشگاه شیراز، شیراز، ایران</Affiliation>

</Author>
<Author>
					<FirstName>علی اصغر</FirstName>
					<LastName>چالمه</LastName>
<Affiliation>گروه علوم درمانگاهی، دانشکده دامپزشکی، دانشگاه شیراز، شیراز، ایران</Affiliation>

</Author>
<Author>
					<FirstName>مهرداد</FirstName>
					<LastName>پورجعفر</LastName>
<Affiliation>گروه علوم درمانگاهی، دانشکده دامپزشکی، دانشگاه شیراز، شیراز، ایران</Affiliation>

</Author>
<Author>
					<FirstName>علی</FirstName>
					<LastName>رضاخانی</LastName>
<Affiliation>گروه علوم درمانگاهی، دانشکده دامپزشکی، دانشگاه شیراز، شیراز، ایران</Affiliation>

</Author>
<Author>
					<FirstName>خلیل</FirstName>
					<LastName>بدیعی</LastName>
<Affiliation>گروه علوم درمانگاهی، دانشکده دامپزشکی، دانشگاه شیراز، شیراز، ایران</Affiliation>

</Author>
</AuthorList>
				<PublicationType>Journal Article</PublicationType>
			<History>
				<PubDate PubStatus="received">
					<Year>2019</Year>
					<Month>02</Month>
					<Day>25</Day>
				</PubDate>
			</History>
		<Abstract>&lt;strong&gt;زمینة  مطالعه&lt;/strong&gt;: سندرم متابولیک اسبان به عنوان یک اندوکراینوپاتی که نژاد های مختلف اسب ها و پونی ها را درگیر می کند در نظر گرفته شده است. این اختلال متابولیک، سندرمی چند عاملی است و به طور اولیه با چاقی، دیس لیپیدمی و مقاومت انسولینی مرتبط است. &lt;br /&gt;&lt;strong&gt;هدف:&lt;/strong&gt; مطالعه حاضر به منظور ارزیابی پدیده مقاومت انسولینی در اسب های دره شوری در ارتباط با سن، جنس، فصل و چاقی انجام شد. &lt;br /&gt;&lt;strong&gt;روش کار:&lt;/strong&gt; 12 نریان بالغ و 14 مادیان بالغ نژاد دره شوری از دی ماه 1393 تا آبان ماه 1394 انتخاب شدند. 14 اسب، کمتر و مابقی بیشتر از 10 سال سن داشتند. نمره بدنی حیوانات بر اساس سیستم امتیازدهی 1 تا 9 هنکه تخمین زده شد که 1 اسب لاغر و 9 اسب بسیار چاق است. نمره بدنی 12 اسب کمتر از 5 و بقیه بیشتر از 5 بود. اسب ها در خلال یک سال مورد مطالعه قرار گرفتند و هر 45 روز خون گیری و ارزیابی وضعیت نمره بدنی انجام شد. پدیده مقاومت انسولینی بر اساس آزمون غربالگری ارزیابی شد. مقادیر سرمی گلوکز، انسولین و لپتین ارزیابی شدند. &lt;br /&gt;نتایج: این مطالعه جامع، فراسنجه های متعددی را به منظور درک بهتر مقاومت انسولینی در اسب های دره شوری در یک بازه زمانی طولانی مدت مورد پایش قرار داد. مقادیر انسولین، گلوکز و لپتین در نریان های مسن و چاق در ماه های گرم تر به طور معنی داری بیشتر از سایرین و همچنین بیشتر از دامنه طبیعی بود (05/0&gt;P)، از این رو، در این گروه از اسب های مورد مطالعه، مقاومت انسولینی تشخیص داده شد. &lt;br /&gt;&lt;strong&gt;نتیجه&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;‌&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;گیری نهایی:&lt;/strong&gt; یافته های حاضر، پدیده مقاومت انسولینی را در یک نژاد خاص در ایران ارائه می دهد. ویژگی های فیزیولوژیک این نژاد ممکن است از سایرین متفاوت باشد و شزایط ایران نظیر وضعیت آب و هوا متفاوت از سایر کشورهاست. از این رو، باید در نظر داشت که اسب های دره شوری، خصوصیات منحصربه فرد متفاوتی از سایر نژادها دارند. این مطالعه، ممکن است به عنوان یک راهنما در ارزیابی مقاومت انسولینی در اسب های دره شوری مورد استفاده واقع شود.</Abstract>
			<OtherAbstract Language="FA">&lt;strong&gt;زمینة  مطالعه&lt;/strong&gt;: سندرم متابولیک اسبان به عنوان یک اندوکراینوپاتی که نژاد های مختلف اسب ها و پونی ها را درگیر می کند در نظر گرفته شده است. این اختلال متابولیک، سندرمی چند عاملی است و به طور اولیه با چاقی، دیس لیپیدمی و مقاومت انسولینی مرتبط است. &lt;br /&gt;&lt;strong&gt;هدف:&lt;/strong&gt; مطالعه حاضر به منظور ارزیابی پدیده مقاومت انسولینی در اسب های دره شوری در ارتباط با سن، جنس، فصل و چاقی انجام شد. &lt;br /&gt;&lt;strong&gt;روش کار:&lt;/strong&gt; 12 نریان بالغ و 14 مادیان بالغ نژاد دره شوری از دی ماه 1393 تا آبان ماه 1394 انتخاب شدند. 14 اسب، کمتر و مابقی بیشتر از 10 سال سن داشتند. نمره بدنی حیوانات بر اساس سیستم امتیازدهی 1 تا 9 هنکه تخمین زده شد که 1 اسب لاغر و 9 اسب بسیار چاق است. نمره بدنی 12 اسب کمتر از 5 و بقیه بیشتر از 5 بود. اسب ها در خلال یک سال مورد مطالعه قرار گرفتند و هر 45 روز خون گیری و ارزیابی وضعیت نمره بدنی انجام شد. پدیده مقاومت انسولینی بر اساس آزمون غربالگری ارزیابی شد. مقادیر سرمی گلوکز، انسولین و لپتین ارزیابی شدند. &lt;br /&gt;نتایج: این مطالعه جامع، فراسنجه های متعددی را به منظور درک بهتر مقاومت انسولینی در اسب های دره شوری در یک بازه زمانی طولانی مدت مورد پایش قرار داد. مقادیر انسولین، گلوکز و لپتین در نریان های مسن و چاق در ماه های گرم تر به طور معنی داری بیشتر از سایرین و همچنین بیشتر از دامنه طبیعی بود (05/0&gt;P)، از این رو، در این گروه از اسب های مورد مطالعه، مقاومت انسولینی تشخیص داده شد. &lt;br /&gt;&lt;strong&gt;نتیجه&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;‌&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;گیری نهایی:&lt;/strong&gt; یافته های حاضر، پدیده مقاومت انسولینی را در یک نژاد خاص در ایران ارائه می دهد. ویژگی های فیزیولوژیک این نژاد ممکن است از سایرین متفاوت باشد و شزایط ایران نظیر وضعیت آب و هوا متفاوت از سایر کشورهاست. از این رو، باید در نظر داشت که اسب های دره شوری، خصوصیات منحصربه فرد متفاوتی از سایر نژادها دارند. این مطالعه، ممکن است به عنوان یک راهنما در ارزیابی مقاومت انسولینی در اسب های دره شوری مورد استفاده واقع شود.</OtherAbstract>
		<ObjectList>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">مقاومت انسولینی</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">انسولین</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">گلوکز</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">لپتین</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">اسب دره شوری</Param>
			</Object>
		</ObjectList>
<ArchiveCopySource DocType="pdf">https://ijvm.ut.ac.ir/article_72775_52c64bccdee42877e4a3f093d953d164.pdf</ArchiveCopySource>
</Article>

<Article>
<Journal>
				<PublisherName>دانشگاه تهران</PublisherName>
				<JournalTitle>مجله طب دامی ایران</JournalTitle>
				<Issn>2251-8894</Issn>
				<Volume>13</Volume>
				<Issue>3</Issue>
				<PubDate PubStatus="epublish">
					<Year>2019</Year>
					<Month>09</Month>
					<Day>01</Day>
				</PubDate>
			</Journal>
<ArticleTitle>خالص سازی آلفا توکسین سویه بومی NH2 کلستریدیوم سپتیکوم و تولید آنتی بادی آن</ArticleTitle>
<VernacularTitle>خالص سازی آلفا توکسین سویه بومی NH2 کلستریدیوم سپتیکوم و تولید آنتی بادی آن</VernacularTitle>
			<FirstPage>279</FirstPage>
			<LastPage>289</LastPage>
			<ELocationID EIdType="pii">72835</ELocationID>
			
<ELocationID EIdType="doi">10.22059/ijvm.2019.265290.1004921</ELocationID>
			
			<Language>EN</Language>
<AuthorList>
<Author>
					<FirstName>محسن</FirstName>
					<LastName>فتحی نجفی</LastName>
<Affiliation>موسسه تحقیقات واکسن وسرم سازی رازی شعبه شمال شرق کشور، مشهد، ایران</Affiliation>

</Author>
<Author>
					<FirstName>محمد</FirstName>
					<LastName>همتی</LastName>
<Affiliation>موسسه تحقیقات واکسن وسرم سازی رازی شعبه شمال شرق کشور، مشهد، ایران</Affiliation>
<Identifier Source="ORCID">0000-0001-7607-8267</Identifier>

</Author>
<Author>
					<FirstName>خدیجه</FirstName>
					<LastName>مریدی</LastName>
<Affiliation>2گروه میکروب شناسی و ویروس شناسی، دانشکده پزشکی، دانشگاه علوم پزشکی مشهد، مشهد، ایران
3مرکز تحقیقات مقاومتهای میکروبی، پژوهشکده بوعلی، دانشکده پزشکی، دانشگاه علوم پزشکی مشهد، مشهد، ایران
4معاونت بهداشتی دانشگاه علوم پزشکی مشهد، مشهد، ایران
5کمیته تحقیقات دانشجویی، دانشگاه علوم پزشکی مشهد، مشهد، ایران</Affiliation>

</Author>
</AuthorList>
				<PublicationType>Journal Article</PublicationType>
			<History>
				<PubDate PubStatus="received">
					<Year>2019</Year>
					<Month>01</Month>
					<Day>23</Day>
				</PubDate>
			</History>
		<Abstract>&lt;strong&gt;زمینة  مطالعه&lt;/strong&gt;: کلستریدیوم سپتیکوم عامل ایجاد بیماری های حاد متعددی در انسان و حیوانات است. آلفاتوکسین مهمترین فاکتور بیماریزایی کلستریدیوم سپتیکوم است و فعالیتهای همولیتیکی، نکروتیکی و کشندگی دارد. &lt;br /&gt;&lt;strong&gt;هدف:&lt;/strong&gt; درمطالعه حاضر، خالص سازی آلفاتوکسین سویه بومی کلستریدیوم سپتیکوم NH2 و تهیه آنتی بادی علیه آن انجام شده که می تواند  در  تهیه کیت های تشخیصی ، آزمون توانایی واکسن و موارد مرتبط مورد استفاده قرار گیرد. &lt;br /&gt;&lt;strong&gt;روش کار:&lt;/strong&gt; سویه بومی کلستریدیوم سپتیکوم NH2 در محیط جگر کشت داده شد. آلفاتوکسین مترشحه در محیط کشت، طی سه مرحله خالص سازی شد: رسوب دادن با آمونیوم سولفات 25 و 60 % اشباع، کروماتوگرافی تغییر یونی با ستون DEAE-Sephadex و ژل فیلتراسیون بر روی SephadexG-50. در تمامی مراحل میزان آلفا توکسین مورد اندازه گیری قرار گرفت و روش خالص سازی با SDS-PAGE ارزیابی شد. متعاقب ایمن سازی خرگوش با آلفاتوکسین و تهیه سرم از حیوان، ایمونوگلوبین با یک فرایند سه مرحله ای خالص شد: آمونیوم سولفات، کروماتوگرافی تغییر یونی و ژل فیلتراسیون. عملیات مسیر خالص سازی آنتی بادی به وسیله آزمون های الکتروفورز، ایمونودیفیوژن دوطرفه و شعاعی یکطرفه(SRID) ، وسترن بلات و SDS-PAGE مورد ارزیابی قرار گرفت. &lt;br /&gt;&lt;strong&gt;نتایج: &lt;/strong&gt;مراحل خالص سازی که با آمونیوم سولفات 25% آغاز و با 60% ادامه یافت موجب حذف بسیاری از پروتئین ها گردید. نتایج کروماتوگرافی تعویض یونی با غلظت های مختلف نمک نشان داد که غلظت 0.4 مولار نمک می تواند از همه بیشتر آلفاتوکسین را از ستون DEAE جدا نماید. آلفاتوکسین در مرحله اول، در محیط کشت باکتری فعالیت مخصوص U/mg 394 را داشت و در نهایت، پس از انجام مراحل خالص سازی فعالیت مخصوصش به U/mg 13666 رسید. روند خالص سازی توانست توکسین را 35 برابر خالص کرده و 47 % توکسین اولیه را تخلیص و بازیابی نماید. نتایج الکتروفورز روی ژل SDS-PAGE حاکی از خلوص حدودی آلفاتوکسین بود. نتایج ایمونودیفیوژن دوطرفه و شعاعی یکطرفه وجود آنتی بادی مربوطه را تایید نمود. در فرایند وسترن بلات، دو زنجیره سبک و سنگین ایمونوگلوبین توسط مرکاپتواتانول از هم جدا شده و در الکتروفورز فقط با پروتئین 48 کیلودالتونی بر روی غشاء نیتروسلولزی واکنش داد. &lt;br /&gt;&lt;strong&gt;نتیجه&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;‌&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;گیری نهایی:&lt;/strong&gt; نتایج این تحقیق منجر به دستیابی به روش خالص سازی آلفاتوکسین کلستریدیوم سپتیکوم و آنتی بادی علیه آن سریعتر و اقتصادی تر از روش‌های سایر محققین گردید.</Abstract>
			<OtherAbstract Language="FA">&lt;strong&gt;زمینة  مطالعه&lt;/strong&gt;: کلستریدیوم سپتیکوم عامل ایجاد بیماری های حاد متعددی در انسان و حیوانات است. آلفاتوکسین مهمترین فاکتور بیماریزایی کلستریدیوم سپتیکوم است و فعالیتهای همولیتیکی، نکروتیکی و کشندگی دارد. &lt;br /&gt;&lt;strong&gt;هدف:&lt;/strong&gt; درمطالعه حاضر، خالص سازی آلفاتوکسین سویه بومی کلستریدیوم سپتیکوم NH2 و تهیه آنتی بادی علیه آن انجام شده که می تواند  در  تهیه کیت های تشخیصی ، آزمون توانایی واکسن و موارد مرتبط مورد استفاده قرار گیرد. &lt;br /&gt;&lt;strong&gt;روش کار:&lt;/strong&gt; سویه بومی کلستریدیوم سپتیکوم NH2 در محیط جگر کشت داده شد. آلفاتوکسین مترشحه در محیط کشت، طی سه مرحله خالص سازی شد: رسوب دادن با آمونیوم سولفات 25 و 60 % اشباع، کروماتوگرافی تغییر یونی با ستون DEAE-Sephadex و ژل فیلتراسیون بر روی SephadexG-50. در تمامی مراحل میزان آلفا توکسین مورد اندازه گیری قرار گرفت و روش خالص سازی با SDS-PAGE ارزیابی شد. متعاقب ایمن سازی خرگوش با آلفاتوکسین و تهیه سرم از حیوان، ایمونوگلوبین با یک فرایند سه مرحله ای خالص شد: آمونیوم سولفات، کروماتوگرافی تغییر یونی و ژل فیلتراسیون. عملیات مسیر خالص سازی آنتی بادی به وسیله آزمون های الکتروفورز، ایمونودیفیوژن دوطرفه و شعاعی یکطرفه(SRID) ، وسترن بلات و SDS-PAGE مورد ارزیابی قرار گرفت. &lt;br /&gt;&lt;strong&gt;نتایج: &lt;/strong&gt;مراحل خالص سازی که با آمونیوم سولفات 25% آغاز و با 60% ادامه یافت موجب حذف بسیاری از پروتئین ها گردید. نتایج کروماتوگرافی تعویض یونی با غلظت های مختلف نمک نشان داد که غلظت 0.4 مولار نمک می تواند از همه بیشتر آلفاتوکسین را از ستون DEAE جدا نماید. آلفاتوکسین در مرحله اول، در محیط کشت باکتری فعالیت مخصوص U/mg 394 را داشت و در نهایت، پس از انجام مراحل خالص سازی فعالیت مخصوصش به U/mg 13666 رسید. روند خالص سازی توانست توکسین را 35 برابر خالص کرده و 47 % توکسین اولیه را تخلیص و بازیابی نماید. نتایج الکتروفورز روی ژل SDS-PAGE حاکی از خلوص حدودی آلفاتوکسین بود. نتایج ایمونودیفیوژن دوطرفه و شعاعی یکطرفه وجود آنتی بادی مربوطه را تایید نمود. در فرایند وسترن بلات، دو زنجیره سبک و سنگین ایمونوگلوبین توسط مرکاپتواتانول از هم جدا شده و در الکتروفورز فقط با پروتئین 48 کیلودالتونی بر روی غشاء نیتروسلولزی واکنش داد. &lt;br /&gt;&lt;strong&gt;نتیجه&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;‌&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;گیری نهایی:&lt;/strong&gt; نتایج این تحقیق منجر به دستیابی به روش خالص سازی آلفاتوکسین کلستریدیوم سپتیکوم و آنتی بادی علیه آن سریعتر و اقتصادی تر از روش‌های سایر محققین گردید.</OtherAbstract>
		<ObjectList>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">کلستریدیوم سپتیکوم</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">آلفا توکسین</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">خالص سازی</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">آنتی آلفا توکسین</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">پلی کلونال آنتی بادی</Param>
			</Object>
		</ObjectList>
<ArchiveCopySource DocType="pdf">https://ijvm.ut.ac.ir/article_72835_cc1f26f82228f49715262718a69282bf.pdf</ArchiveCopySource>
</Article>

<Article>
<Journal>
				<PublisherName>دانشگاه تهران</PublisherName>
				<JournalTitle>مجله طب دامی ایران</JournalTitle>
				<Issn>2251-8894</Issn>
				<Volume>13</Volume>
				<Issue>3</Issue>
				<PubDate PubStatus="epublish">
					<Year>2019</Year>
					<Month>09</Month>
					<Day>01</Day>
				</PubDate>
			</Journal>
<ArticleTitle>ارزیابی اثرات محافظتی بتائین بر پارکینسون یکطرفه القاء شده توسط 6- هیدروکسی دوپامین در رت های نر نژاد ویستار</ArticleTitle>
<VernacularTitle>ارزیابی اثرات محافظتی بتائین بر پارکینسون یکطرفه القاء شده توسط 6- هیدروکسی دوپامین در رت های نر نژاد ویستار</VernacularTitle>
			<FirstPage>290</FirstPage>
			<LastPage>302</LastPage>
			<ELocationID EIdType="pii">72761</ELocationID>
			
<ELocationID EIdType="doi">10.22059/ijvm.2019.275444.1004968</ELocationID>
			
			<Language>EN</Language>
<AuthorList>
<Author>
					<FirstName>بهروز</FirstName>
					<LastName>رحمانی</LastName>
<Affiliation>بخش فیزیولوژی، گروه علوم پایه، دانشکده دامپزشکی، دانشگاه تهران، تهران، ایران</Affiliation>

</Author>
<Author>
					<FirstName>مرتضی</FirstName>
					<LastName>زنده دل</LastName>
<Affiliation>بخش فیزیولوژی، گروه علوم پایه، دانشکده دامپزشکی، دانشگاه تهران، تهران، ایران</Affiliation>

</Author>
<Author>
					<FirstName>وهاب</FirstName>
					<LastName>باباپور</LastName>
<Affiliation>بخش فیزیولوژی، گروه علوم پایه، دانشکده دامپزشکی، دانشگاه تهران، تهران، ایران</Affiliation>

</Author>
<Author>
					<FirstName>جواد</FirstName>
					<LastName>صادقی نژاد</LastName>
<Affiliation>بخش آناتومی و جنین شناسی، گروه علوم پایه، دانشکده دامپزشکی، دانشگاه تهران، تهران، ایران</Affiliation>

</Author>
<Author>
					<FirstName>مسعود</FirstName>
					<LastName>علیرضائی</LastName>
<Affiliation>بخش بیوشیمی، دانشکده دامپزشکی، دانشگاه لرستان، خرم آباد، لرستان، ایران</Affiliation>

</Author>
</AuthorList>
				<PublicationType>Journal Article</PublicationType>
			<History>
				<PubDate PubStatus="received">
					<Year>2019</Year>
					<Month>02</Month>
					<Day>07</Day>
				</PubDate>
			</History>
		<Abstract>&lt;strong&gt;زمینة  مطالعه&lt;/strong&gt;:  بیماری پارکینسون یکی از بیماری های ناتوان کننده و شایع با منشاء تخریب نورونی می باشد. بر این اساس،‌‌ امروزه محققان به دنبال یافتن روش های درمانی مؤثر در جلوگیری از روند پیشرفت این بیماری هستند. در تحقیقات به عمل آمده اثرات محافظتی بتائین (به عنوان عامل دهنده گروه متیل در مسیر متابولیسم هموسیستئین) در مدل های تحقیقاتی کاهش مزمن خونرسانی مغز  و اختلال حافظه، نشان داده شده است. &lt;br /&gt;&lt;strong&gt;هدف:&lt;/strong&gt; این مطالعه با هدف بررسی اثرات محافظتی بتائین در مدل حیوانی بیماری پارکینسون یکطرفه، شکل گرفته است. &lt;br /&gt;&lt;strong&gt;روش کار:&lt;/strong&gt; سویهدر این پژوهش ارزیابی های رفتاری، بیوشیمیایی و بافت شناسی بر روی رت های نر نژاد ویستار که تحت تجویز دو هفته ای بتائین به صورت خوراکی با دوزهای روزانه 50، 100 و 200 mg/kg بودند به دنبال تزریق نوروتوکسین 6- هیدروکسی دوپامین در ناحیه متراکم جسم سیاه نیمکره چپ (به منظور القاء پارکینسون یکطرفه) انجام شد. &lt;br /&gt;&lt;strong&gt;نتایج: &lt;/strong&gt;مراحل تجویز بتائین در حیوانات با دوز روزانه 200 mg/kg از یک هفته قبل تا یک هفته پس از تزریق استریوتاکسیک 6- هیدروکسی دوپامین، با کاهش معنادار سطوح پلاسمایی هُموسیستئین نسبت به حیوانات گروه های شم و کنترل همراه بود. در این گروه، نسبت به گروه کنترل، کاهش معناداری در تحلیل داده های استخراج شده از آزمون رفتاری چرخش، ملاحظه شد. همچنین، بررسی های بیوشیمیایی بافت مغزی حیوانات، که به منظور ارزیابی میزان استرس اکسیداتیو نورون ها در اثر تزریق نوروتوکسین 6- هیدروکسی دوپامین به عمل آمد، نشانگر کاهش معنادار غلظت های مالون دی آلدئید در گروه بتائین 200 mg/kg نسبت به گروه های شم و کنترل بود. در نهایت، درصد نورون های تخریب شده ناحیه متراکم جسم سیاه نیمکره چپ در حیوانات گروه بتائین 200 mg/kg با کاهش معناداری نسبت به گروه کنترل، همراه بود (05/0 &gt; P). در بررسی های مشابه انجام شده در گروه های بتائین 50 و 100 mg/kg تغییرات معناداری نسبت به گروه کنترل، ملاحظه نگردید. &lt;br /&gt; &lt;strong&gt;نتیجه&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;‌&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;گیری نهایی:&lt;/strong&gt; یافته های این پژوهش بیانگر اثرات آنتی اکسیدانی و محافظتی بتائین در مدل تحقیقاتی پارکینسون یکطرفه می باشد که با ویژگی بتائین در کاهش سطوح پلاسمایی هُموسیستئین و در نتیجه کاهش اثرات سمی احتمالی هُموسیستئین هم خوانی دارد. &lt;br /&gt; </Abstract>
			<OtherAbstract Language="FA">&lt;strong&gt;زمینة  مطالعه&lt;/strong&gt;:  بیماری پارکینسون یکی از بیماری های ناتوان کننده و شایع با منشاء تخریب نورونی می باشد. بر این اساس،‌‌ امروزه محققان به دنبال یافتن روش های درمانی مؤثر در جلوگیری از روند پیشرفت این بیماری هستند. در تحقیقات به عمل آمده اثرات محافظتی بتائین (به عنوان عامل دهنده گروه متیل در مسیر متابولیسم هموسیستئین) در مدل های تحقیقاتی کاهش مزمن خونرسانی مغز  و اختلال حافظه، نشان داده شده است. &lt;br /&gt;&lt;strong&gt;هدف:&lt;/strong&gt; این مطالعه با هدف بررسی اثرات محافظتی بتائین در مدل حیوانی بیماری پارکینسون یکطرفه، شکل گرفته است. &lt;br /&gt;&lt;strong&gt;روش کار:&lt;/strong&gt; سویهدر این پژوهش ارزیابی های رفتاری، بیوشیمیایی و بافت شناسی بر روی رت های نر نژاد ویستار که تحت تجویز دو هفته ای بتائین به صورت خوراکی با دوزهای روزانه 50، 100 و 200 mg/kg بودند به دنبال تزریق نوروتوکسین 6- هیدروکسی دوپامین در ناحیه متراکم جسم سیاه نیمکره چپ (به منظور القاء پارکینسون یکطرفه) انجام شد. &lt;br /&gt;&lt;strong&gt;نتایج: &lt;/strong&gt;مراحل تجویز بتائین در حیوانات با دوز روزانه 200 mg/kg از یک هفته قبل تا یک هفته پس از تزریق استریوتاکسیک 6- هیدروکسی دوپامین، با کاهش معنادار سطوح پلاسمایی هُموسیستئین نسبت به حیوانات گروه های شم و کنترل همراه بود. در این گروه، نسبت به گروه کنترل، کاهش معناداری در تحلیل داده های استخراج شده از آزمون رفتاری چرخش، ملاحظه شد. همچنین، بررسی های بیوشیمیایی بافت مغزی حیوانات، که به منظور ارزیابی میزان استرس اکسیداتیو نورون ها در اثر تزریق نوروتوکسین 6- هیدروکسی دوپامین به عمل آمد، نشانگر کاهش معنادار غلظت های مالون دی آلدئید در گروه بتائین 200 mg/kg نسبت به گروه های شم و کنترل بود. در نهایت، درصد نورون های تخریب شده ناحیه متراکم جسم سیاه نیمکره چپ در حیوانات گروه بتائین 200 mg/kg با کاهش معناداری نسبت به گروه کنترل، همراه بود (05/0 &gt; P). در بررسی های مشابه انجام شده در گروه های بتائین 50 و 100 mg/kg تغییرات معناداری نسبت به گروه کنترل، ملاحظه نگردید. &lt;br /&gt; &lt;strong&gt;نتیجه&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;‌&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;گیری نهایی:&lt;/strong&gt; یافته های این پژوهش بیانگر اثرات آنتی اکسیدانی و محافظتی بتائین در مدل تحقیقاتی پارکینسون یکطرفه می باشد که با ویژگی بتائین در کاهش سطوح پلاسمایی هُموسیستئین و در نتیجه کاهش اثرات سمی احتمالی هُموسیستئین هم خوانی دارد. &lt;br /&gt; </OtherAbstract>
		<ObjectList>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">بیماری پارکینسون</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">بتائین</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">هُموسیستئین</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">مالون دی آلدئید</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">6- هیدروکسی دوپامین</Param>
			</Object>
		</ObjectList>
<ArchiveCopySource DocType="pdf">https://ijvm.ut.ac.ir/article_72761_ea7e83a6f4ff9de9ade1ec493f2478e2.pdf</ArchiveCopySource>
</Article>

<Article>
<Journal>
				<PublisherName>دانشگاه تهران</PublisherName>
				<JournalTitle>مجله طب دامی ایران</JournalTitle>
				<Issn>2251-8894</Issn>
				<Volume>13</Volume>
				<Issue>3</Issue>
				<PubDate PubStatus="epublish">
					<Year>2019</Year>
					<Month>09</Month>
					<Day>01</Day>
				</PubDate>
			</Journal>
<ArticleTitle>اثرات عصاره  Echinacea purpurae بر آسیب ناشی از ایسکمی رپرفیوژن در بیضه موش صحرایی</ArticleTitle>
<VernacularTitle>اثرات عصاره  Echinacea purpurae بر آسیب ناشی از ایسکمی رپرفیوژن در بیضه موش صحرایی</VernacularTitle>
			<FirstPage>303</FirstPage>
			<LastPage>313</LastPage>
			<ELocationID EIdType="pii">72841</ELocationID>
			
<ELocationID EIdType="doi">10.22059/ijvm.2019.271683.1004953</ELocationID>
			
			<Language>EN</Language>
<AuthorList>
<Author>
					<FirstName>صادق</FirstName>
					<LastName>معتمدی</LastName>
<Affiliation>بخش جراحی دامپزشکی، واحد علوم و تحقیقات، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران</Affiliation>

</Author>
<Author>
					<FirstName>احمد</FirstName>
					<LastName>اصغری</LastName>
<Affiliation>بخش جراحی دامپزشکی، واحد علوم و تحقیقات، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران</Affiliation>
<Identifier Source="ORCID">0000-0001-5152-8807</Identifier>

</Author>
<Author>
					<FirstName>علیرضا</FirstName>
					<LastName>جهاندیده</LastName>
<Affiliation>بخش جراحی دامپزشکی، واحد علوم و تحقیقات، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران</Affiliation>

</Author>
<Author>
					<FirstName>غلامرضا</FirstName>
					<LastName>عابدی</LastName>
<Affiliation></Affiliation>

</Author>
<Author>
					<FirstName>پژمان</FirstName>
					<LastName>مرتضوی</LastName>
<Affiliation>بخش پاتولوژی دامپزشکی، واحد علوم و تحقیقات، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران</Affiliation>

</Author>
</AuthorList>
				<PublicationType>Journal Article</PublicationType>
			<History>
				<PubDate PubStatus="received">
					<Year>2019</Year>
					<Month>02</Month>
					<Day>03</Day>
				</PubDate>
			</History>
		<Abstract>&lt;strong&gt;زمینة  مطالعه&lt;/strong&gt;:  ایسکمی رپرفیوژن در بیضه یکی از شرایط ناباروری در مردان است که در طی آسیب ناشی از اکسیداسیون اتفاق می افتد. عصاره گیاه اکیناسه دارای اثرات آنتی اکسیدانی و محافظتی می باشد. &lt;br /&gt;&lt;strong&gt;هدف:&lt;/strong&gt; مطالعه حاضر بمنظور بررسی اثرات عصاره اکیناسه اثرات عصاره  بر آسیب ناشی از ایسکمی رپرفیوژن در بیضه موش صحرایی می باشد. &lt;br /&gt;&lt;strong&gt;روش کار:&lt;/strong&gt; در این مطالعه 50 سر موش بالغ نژاد ویستار بطور تصادفی به 5 گروه آزمایشی تقسیم شد: گروه اول کنترل، گروه دوم، 2 ساعت اسیکمی و 24 ساعت رپرفیوژن بیضه چپ، گروه سوم، 2 ساعت ایسکمی که 1 ساعت پس از ایجاد ایسکمی به موش ها عصاره اکیناسه (25 میلی گرم/کیلوگرم) بصورت داخل صفاقی تزریق شد و سپس 24 ساعت رپرفیوژن انجام شد. گروه های 4 و 5 مشابه آزمایش سوم بود و موش ها با سطوح 50 و 100 میلی گرم/کیلوگرم عصاره اکیناسه را دریافت کردند. پس از 24 ساعت، بیضه چپ جدا و برای ارزیابی هیستولوژی و مقادیر آنزیم های سوپراکسیددسموتاز، مالون دی آلدهید، گلوتاتیون پراکسیداز مورد استفاده قرار گرفت. &lt;br /&gt;&lt;strong&gt;نتایج: &lt;/strong&gt;با توجه به نتایج بدست آمده، سطوح مالون دی آلدهید بطورمعنی داری در موش های دچار ایسکمی ریپرفیوژن افزایش پیدا کرد (05/0&gt;P) درحالی که عصاره اکیناسه بطور وابسته به دوز موجب کاهش مالون دی آلدهید شد (05/0&gt;P) . ایسکمی رپرفیوژن تجربی موجب کاهش فعالیت سوپرااکسیددسموتاز و گلوتاتیون پراکسیداز در مقایسه با گروه کنترل شد (05/0&gt;P) . تزریق عصاره اکیناسه (25، 50 و 100 میلی-گرم/کیلوگرم) بطور وابسته به دوز و معنی داری موجب افزایش فعالیت سوپرااکسیددسموتاز و گلوتاتیون پراکسیداز شد (05/0&gt;P) . تجویز عصاره اکیناسه تاثیر معنی داری بر مقادیر توتال آنتی اکسیدان در مقایسه با گروه کنترل نداشت  (05/0&gt;P) . در موش های دچار ایسکمی رپرفیوژن لوله های اسپرم ساز تخریب شده و اسپرماتوسیت کمی دیده شد. عصاره اکیناسه (50 و 100 میلی گرم/کیلوگرم) موجب بهبود شاخص های بیضه به همراه توبول های سیمنی فروس و اسپرماتوسیت در مقایسه با گروه ایسکمی رپرفیوژن شد.</Abstract>
			<OtherAbstract Language="FA">&lt;strong&gt;زمینة  مطالعه&lt;/strong&gt;:  ایسکمی رپرفیوژن در بیضه یکی از شرایط ناباروری در مردان است که در طی آسیب ناشی از اکسیداسیون اتفاق می افتد. عصاره گیاه اکیناسه دارای اثرات آنتی اکسیدانی و محافظتی می باشد. &lt;br /&gt;&lt;strong&gt;هدف:&lt;/strong&gt; مطالعه حاضر بمنظور بررسی اثرات عصاره اکیناسه اثرات عصاره  بر آسیب ناشی از ایسکمی رپرفیوژن در بیضه موش صحرایی می باشد. &lt;br /&gt;&lt;strong&gt;روش کار:&lt;/strong&gt; در این مطالعه 50 سر موش بالغ نژاد ویستار بطور تصادفی به 5 گروه آزمایشی تقسیم شد: گروه اول کنترل، گروه دوم، 2 ساعت اسیکمی و 24 ساعت رپرفیوژن بیضه چپ، گروه سوم، 2 ساعت ایسکمی که 1 ساعت پس از ایجاد ایسکمی به موش ها عصاره اکیناسه (25 میلی گرم/کیلوگرم) بصورت داخل صفاقی تزریق شد و سپس 24 ساعت رپرفیوژن انجام شد. گروه های 4 و 5 مشابه آزمایش سوم بود و موش ها با سطوح 50 و 100 میلی گرم/کیلوگرم عصاره اکیناسه را دریافت کردند. پس از 24 ساعت، بیضه چپ جدا و برای ارزیابی هیستولوژی و مقادیر آنزیم های سوپراکسیددسموتاز، مالون دی آلدهید، گلوتاتیون پراکسیداز مورد استفاده قرار گرفت. &lt;br /&gt;&lt;strong&gt;نتایج: &lt;/strong&gt;با توجه به نتایج بدست آمده، سطوح مالون دی آلدهید بطورمعنی داری در موش های دچار ایسکمی ریپرفیوژن افزایش پیدا کرد (05/0&gt;P) درحالی که عصاره اکیناسه بطور وابسته به دوز موجب کاهش مالون دی آلدهید شد (05/0&gt;P) . ایسکمی رپرفیوژن تجربی موجب کاهش فعالیت سوپرااکسیددسموتاز و گلوتاتیون پراکسیداز در مقایسه با گروه کنترل شد (05/0&gt;P) . تزریق عصاره اکیناسه (25، 50 و 100 میلی-گرم/کیلوگرم) بطور وابسته به دوز و معنی داری موجب افزایش فعالیت سوپرااکسیددسموتاز و گلوتاتیون پراکسیداز شد (05/0&gt;P) . تجویز عصاره اکیناسه تاثیر معنی داری بر مقادیر توتال آنتی اکسیدان در مقایسه با گروه کنترل نداشت  (05/0&gt;P) . در موش های دچار ایسکمی رپرفیوژن لوله های اسپرم ساز تخریب شده و اسپرماتوسیت کمی دیده شد. عصاره اکیناسه (50 و 100 میلی گرم/کیلوگرم) موجب بهبود شاخص های بیضه به همراه توبول های سیمنی فروس و اسپرماتوسیت در مقایسه با گروه ایسکمی رپرفیوژن شد.</OtherAbstract>
		<ObjectList>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">اکیناسه آ پورپورا</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">ایسکمی رپرفیوژن</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">موش صحرایی</Param>
			</Object>
		</ObjectList>
<ArchiveCopySource DocType="pdf">https://ijvm.ut.ac.ir/article_72841_1fe498e655ef6913db34ce5d1285353b.pdf</ArchiveCopySource>
</Article>

<Article>
<Journal>
				<PublisherName>دانشگاه تهران</PublisherName>
				<JournalTitle>مجله طب دامی ایران</JournalTitle>
				<Issn>2251-8894</Issn>
				<Volume>13</Volume>
				<Issue>3</Issue>
				<PubDate PubStatus="epublish">
					<Year>2019</Year>
					<Month>08</Month>
					<Day>23</Day>
				</PubDate>
			</Journal>
<ArticleTitle>ایمنی زیستی - بهداشت عمومی و مدیریت زباله های دامپزشکی : یک مطالعه موردی از کلینیک های دامپزشکی در کرمانشاه، ایران</ArticleTitle>
<VernacularTitle>ایمنی زیستی - بهداشت عمومی و مدیریت زباله های دامپزشکی : یک مطالعه موردی از کلینیک های دامپزشکی در کرمانشاه، ایران</VernacularTitle>
			<FirstPage>314</FirstPage>
			<LastPage>325</LastPage>
			<ELocationID EIdType="pii">72867</ELocationID>
			
<ELocationID EIdType="doi">10.22059/ijvm.2019.264062.1004917</ELocationID>
			
			<Language>EN</Language>
<AuthorList>
<Author>
					<FirstName>مهرداد</FirstName>
					<LastName>پویانمهر</LastName>
<Affiliation>گروه علوم پایه و پاتوبیولوژی- بخش میکروبیولوژی- دانشکده دامپزشکی- دانشگاه رازی- کرمانشاه ایران</Affiliation>
<Identifier Source="ORCID">0000-0002-8068-7708</Identifier>

</Author>
<Author>
					<FirstName>محمدرضا</FirstName>
					<LastName>برزنونی</LastName>
<Affiliation>دانش آموخته علوم آزمایشگاهی دامپزشکی، دانشکده دامپزشکی،دانشگاه رازی، کرمانشاه، ایران</Affiliation>

</Author>
</AuthorList>
				<PublicationType>Journal Article</PublicationType>
			<History>
				<PubDate PubStatus="received">
					<Year>2019</Year>
					<Month>03</Month>
					<Day>06</Day>
				</PubDate>
			</History>
		<Abstract>&lt;strong&gt;زمینة  مطالعه&lt;/strong&gt;:  ماهیت خطرناک پسماندهای دامپزشکی (بیمارستان ها، کلینیک ها و آزمایشگاه ها) و عواقب ناشی از مدیریت ناهماهنگ آنها مانند مشکلات ناشی از عدم برنامه ریزی در مدیریت تفکیک ، جداسازی ، ذخیره ، جمع آوری، حمل ونقل و دفع آنها سبب بروز مشکلات زیست محیطی و بهداشتی فراوانی خواهد شد. ازطرفی به استناد ماده ی 11 و 2  قانون مدیریت پسماندهای ویژه مربوط به سازمان محیط زیست و وزارت بهداشت ایران ، پسماندهای کلینیک های دامپزشکی نیز به دلیل برخورداری از انواع میکروارگانیسم های بیماری زای خطرناک برای انسان و دام (مانند آنتراکس ، بروسلوز و....) جزء پسماند های ویژه است. &lt;br /&gt;&lt;strong&gt;هدف&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;:&lt;/strong&gt; برای آگاهی از ﻧﺤﻮه ﻣﺪﯾﺮﯾﺖ ﭘﺴﻤﺎﻧﺪﻫﺎی مراکز  دامپزشکی ، از دستورالعمل و ﭼﮏ ﻟﯿﺴﺖ اﺳﺘﺎﻧﺪارد ﺳﺎزﻣﺎن ﻣﺤﯿﻂ زﯾﺴﺖ و بهداشت جهانی استفاده شد. &lt;br /&gt;&lt;strong&gt;روش کار:&lt;/strong&gt; پاسخ به ﺳﺆاﻻت ﻣﻮرد ﻧﻈﺮ ﺑﺎ ﻣﺮاﺟﻌﻪ مستقیم  پژوهشگر ﺑﻪ 6 مرکز دامپزشکی دولتی و خصوصی تکمیل ﺷﺪ. ارزیابی آماری با استفاده از SPSS   نسخه 22 بررسی و ﺗﺠﺰﯾﻪ وﺗﺤﻠﯿﻞ شد. &lt;br /&gt;&lt;strong&gt;نتایج: &lt;/strong&gt; نتایج نشان داد اگرجه مدیریت پسماند در کلینیک ها و آزمایشگاه های دولتی نسبت به مراکز خصوصی دامپزشکی مطلوبیت  نسبی بیشتری  دارد اما با استاندارد های بهداشت جهانی فاصله دارد. &lt;br /&gt; &lt;strong&gt;نتیجه&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;‌&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;گیری نهایی:&lt;/strong&gt; &lt;strong&gt; &lt;/strong&gt;اعمال ﻗﻮاﻧﯿﻦ و دﺳﺘﻮراﻟﻌﻤﻞﻫﺎ ، اﻓﺰاﯾﺶ ﺳﻄﺢ آﮔﺎﻫﯽ و آﻣﻮزش ﮐﺎرﮐﻨﺎن در تمامی ﺳﻄﻮح ، ﻧﻈﺎرت، ﮐﻨﺘﺮل ﻣﺴﺘﻤﺮ ﺑﺮ ﻧﺤﻮه ﺟﻤﻊ آوری، ﺣﻤﻞ و  دﻓﻊ بهداشتی ﭘﺴﻤﺎﻧﺪﻫﺎی دامپزشکی ﺿﺮوری است. &lt;br /&gt; </Abstract>
			<OtherAbstract Language="FA">&lt;strong&gt;زمینة  مطالعه&lt;/strong&gt;:  ماهیت خطرناک پسماندهای دامپزشکی (بیمارستان ها، کلینیک ها و آزمایشگاه ها) و عواقب ناشی از مدیریت ناهماهنگ آنها مانند مشکلات ناشی از عدم برنامه ریزی در مدیریت تفکیک ، جداسازی ، ذخیره ، جمع آوری، حمل ونقل و دفع آنها سبب بروز مشکلات زیست محیطی و بهداشتی فراوانی خواهد شد. ازطرفی به استناد ماده ی 11 و 2  قانون مدیریت پسماندهای ویژه مربوط به سازمان محیط زیست و وزارت بهداشت ایران ، پسماندهای کلینیک های دامپزشکی نیز به دلیل برخورداری از انواع میکروارگانیسم های بیماری زای خطرناک برای انسان و دام (مانند آنتراکس ، بروسلوز و....) جزء پسماند های ویژه است. &lt;br /&gt;&lt;strong&gt;هدف&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;:&lt;/strong&gt; برای آگاهی از ﻧﺤﻮه ﻣﺪﯾﺮﯾﺖ ﭘﺴﻤﺎﻧﺪﻫﺎی مراکز  دامپزشکی ، از دستورالعمل و ﭼﮏ ﻟﯿﺴﺖ اﺳﺘﺎﻧﺪارد ﺳﺎزﻣﺎن ﻣﺤﯿﻂ زﯾﺴﺖ و بهداشت جهانی استفاده شد. &lt;br /&gt;&lt;strong&gt;روش کار:&lt;/strong&gt; پاسخ به ﺳﺆاﻻت ﻣﻮرد ﻧﻈﺮ ﺑﺎ ﻣﺮاﺟﻌﻪ مستقیم  پژوهشگر ﺑﻪ 6 مرکز دامپزشکی دولتی و خصوصی تکمیل ﺷﺪ. ارزیابی آماری با استفاده از SPSS   نسخه 22 بررسی و ﺗﺠﺰﯾﻪ وﺗﺤﻠﯿﻞ شد. &lt;br /&gt;&lt;strong&gt;نتایج: &lt;/strong&gt; نتایج نشان داد اگرجه مدیریت پسماند در کلینیک ها و آزمایشگاه های دولتی نسبت به مراکز خصوصی دامپزشکی مطلوبیت  نسبی بیشتری  دارد اما با استاندارد های بهداشت جهانی فاصله دارد. &lt;br /&gt; &lt;strong&gt;نتیجه&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;‌&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;گیری نهایی:&lt;/strong&gt; &lt;strong&gt; &lt;/strong&gt;اعمال ﻗﻮاﻧﯿﻦ و دﺳﺘﻮراﻟﻌﻤﻞﻫﺎ ، اﻓﺰاﯾﺶ ﺳﻄﺢ آﮔﺎﻫﯽ و آﻣﻮزش ﮐﺎرﮐﻨﺎن در تمامی ﺳﻄﻮح ، ﻧﻈﺎرت، ﮐﻨﺘﺮل ﻣﺴﺘﻤﺮ ﺑﺮ ﻧﺤﻮه ﺟﻤﻊ آوری، ﺣﻤﻞ و  دﻓﻊ بهداشتی ﭘﺴﻤﺎﻧﺪﻫﺎی دامپزشکی ﺿﺮوری است. &lt;br /&gt; </OtherAbstract>
		<ObjectList>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">ایمنی زیستی</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">بهداشت عمومی</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">مدیریت زباله</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">کلینیک های دامپزشکی</Param>
			</Object>
		</ObjectList>
<ArchiveCopySource DocType="pdf">https://ijvm.ut.ac.ir/article_72867_7c2c22b448fa9223978b2abf83823ce3.pdf</ArchiveCopySource>
</Article>

<Article>
<Journal>
				<PublisherName>دانشگاه تهران</PublisherName>
				<JournalTitle>مجله طب دامی ایران</JournalTitle>
				<Issn>2251-8894</Issn>
				<Volume>13</Volume>
				<Issue>3</Issue>
				<PubDate PubStatus="epublish">
					<Year>2019</Year>
					<Month>09</Month>
					<Day>01</Day>
				</PubDate>
			</Journal>
<ArticleTitle>گزارش موردی :استئومیلیت مهر گردنی در کره اسب</ArticleTitle>
<VernacularTitle>گزارش موردی :استئومیلیت مهر گردنی در کره اسب</VernacularTitle>
			<FirstPage>326</FirstPage>
			<LastPage>330</LastPage>
			<ELocationID EIdType="pii">72848</ELocationID>
			
<ELocationID EIdType="doi">10.22059/ijvm.2019.281236.1004987</ELocationID>
			
			<Language>EN</Language>
<AuthorList>
<Author>
					<FirstName>آلین</FirstName>
					<LastName>باروس</LastName>
<Affiliation></Affiliation>

</Author>
</AuthorList>
				<PublicationType>Journal Article</PublicationType>
			<History>
				<PubDate PubStatus="received">
					<Year>2019</Year>
					<Month>05</Month>
					<Day>13</Day>
				</PubDate>
			</History>
		<Abstract></Abstract>
			<OtherAbstract Language="FA"></OtherAbstract>
		<ObjectList>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">سرویکال اسپاین</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">توموگرافی کامپیوتری</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">اسب</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">میلو توموگرافی</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">استومیلیت</Param>
			</Object>
		</ObjectList>
<ArchiveCopySource DocType="pdf">https://ijvm.ut.ac.ir/article_72848_b316fa10f53fa5cc61789a3e874b94e8.pdf</ArchiveCopySource>
</Article>
</ArticleSet>
